تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
351
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
مراتب كلام بارى تعالى كلام مراتبى دارد . البته هر چيزى كه در مرتبهء ذات باشد لازم نيست كه بر ذات باشد . بلى در مثل علم ، علم ذات به ذات معقول است ولى در مثل قدرت ، قدرت ذات بر ذات معنى ندارد . چنان كه حيات در مرتبهء ذات است ولى بر ذات نيست . و بالجمله : چنان كه حضرت امير عليه السلام فرموده : « يا من دلّ على ذاته بذاته » « 1 » جلوهء ذات بر ذات در مرتبهء ذات همان دلالت ذات بر ذات است . البته در اين جلوه جلوهء اسماء و صفات بر ذات نيست ، بلكه خود ذات براى ذات ظاهر است . اين كلمه در مرتبهء ذات است و وقتى كلام متحقق شد ، متكلم هم در مرتبهء ذات خواهد بود ؛ زيرا كلام و تكلم دو معنى هستند كه به اعتبار با هم فرق دارند . به يك چيز از اين جهت كه مثلًا صوت است و فعلًا متموّج در هواست و منفصل از گوينده است كلام گويند و از اين جهت كه صدور آن از شخص است و شخص موجد آن است به آن تكلم گويند و خلاصه به كلام از جهت صدور و قيامى كه به شخص دارد ، تكلم گويند و از همين جهت به آن شخص هم متكلم گويند . همان گونه كه در علم در مرتبهء ذات لازم نيست يك علم و يك معلوم و يك عالم باشد ، بلكه عالم اوست و او عين علم است و علم عين معلوم و معلوم عين ذات است ؛ چون كشف تام ذات براى ذات است و لذا حقيقت علم است ، همچنين
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 84 ، ص 339 ؛ مفاتيح الجنان ، دعاى صباح .